حرفه و فن قند و عسل

سلام ای تعلیم دهنده گیتی

ای تو که در سراسر ایران به راهنمایی حکم می کنی !

ای که ساختمانت را با پایه  20 پی ریزی کرده ای !

ای که  12 نمره تکاپو و جست جویت نشانه تلاش در توست که با پیدا کردن مصالحی ، ساختمانت را از صدق می سازی !

که با  8 نمره ، تمام ندانستن هایت را به تکامل و پویایی تبدیل می کنی !

حرفه و فن یعنی برخواستن ، گشتن و پیدا کردن .

فقط باید وقتی برنامه ریزی میکنی آنقدر ساختمانت محکم باشد که سقوط نکنی !

و از قلم مخصوص به کاغذ نقشه ات استفاده کنی که هیچ وقت نقشهات پاک نشود !

*****

 

فصل اول زندگیت را در فناوری و سیستم گذراندی .

فصل دوم عمرت مثل برق گذشت .

فصل سوم بهداشت را به تو آموختم تا در میان اجتماع دوست داشتنی ترین بشوی .

فصل چهارم  یاد گرفتی با چوب ها برای بی خانمان ها خانه بسازی .

فصل پنجم فهمیدی که از تمام خودروها سریعتر کارمی کنی ( اگر بخواهی ) .

فصل ششم فهمیدی که چگونه می توانی ساختمان دوستی را بنا کنی .

فصل هفتم فهمیدی که شخصیت انسان ها را می شود از نوع چیزی که می خورند و نوع پوشش آنها در یابی .

فصل هشتم فهمیدی که چگونه در قلبت بذر ایمان بکاری و چگونه از نفست که وحشی تر از حیوانهاست نگهداری  کنی ویاد گرفتی که با دستان پر توانت کار هنری انجام دهی .

با تشکر از خانم کندری

از منطقه ملارد

نقش معلمان در مباحث ديني و ملي

تأثیر نماز بر بیماری آسم

آسم  یكی از شایع ترین بیماری های انسان است ، به طوری كه شیوع آن در طب اطفال ، 5 تا 10 درصد كل كودكان تخمین زده می شود؛ و این بیماری در بسیاری از آنها تا بزرگسالی نیز ادامه پیدا می كند. بدین ترتیب كمتر كسی است كه در دوران زندگی خود با بیماران مبتلا به آسم ، برخورد نكند و شاهد مشكلات مختلف آنان از جمله تنگی نفس ، سرفه  مداوم ، خس خس سینه و ... كه گاهی به صورت حمله های شدید بیماری تظاهر می كنند نباشد.

 تلقین سازنده و زندگی بخش توأم با نماز ، گهگاه باعث تسكین آسم یا پیشگیری از بروز حملات آن می شوند.

مطالعات علمی جدید بر گروه های سنی مختلف مبتلا به آسم ، نشان دهنده آن است كه در ایجاد بیماری آسم ، سه عامل برجسته ، مهمترین نقش را ایفا می كنند ، این سه عامل عبارت اند از :

1- میكروب هایی كه وارد دستگاه تنفسی انسان می شوند ( عفونت ها )

2- عوامل حساسیت  زا ، از جمله گرد و غبار ، دود سیگار  ، گرده گیاهان که ممكن است این عوامل در مورد اشخاص مختلف متفاوت باشند.

3- مسائل روانی از جمله اضطراب  ، عصبانیت  ، غم و شادی ، تحقیر، خنده  و حتی انتظار خوشایند شركت در یك محفل اجتماعی مطلوب و به طور كلی استرس  های حاد و مزمن .

اما نقش عوامل روانی از دیدگاه دیگری نیز، توجه پزشكان را به خود ، جلب نموده است و آن تأثیر تلقین بر آسم است ، چرا كه در برخی از موارد، تلقین می تواند موجب تسكین حمله های آسم شود : یك مثال مشهور در این مورد ، مربوط به پزشكی است كه مبتلا به آسم بود و برای گذراندن تعطیلات آخر هفته ، به هتل دور افتاده ای، در یك منطقه ییلاقی رفته بود ، در نیمه های شب او با یك حمله شدید آسم از خواب بیدار شد و كورمال كورمال به جستجوی كلید برق برآمد و وقتی از پیدا كردن آن عاجز شد ، ناامید كفش خود را برداشت و قصد پنجره را كرد و وقتی وجود شیشه ای را احساس كرد ، آن را شكست و نفس های عمیقی كشید و حمله آسمی او متوقف شد و شب آرامی را گذراند. ولی صبح روز بعد ، او با حیرت زیاد دریافت كه به جای پنجره، آینه را شكسته است !

با توجه به این قبیل شواهد می توان آسم را نیز جزو بیماری های مورد بحث در طب روان تنی ، به شمار آورد و نتیجه گرفت كه چنانچه بیماران احساس امنیت روانی داشته باشند، قدم بزرگی در تسكین بیماری آنها برداشته شده است.

همچنین عفونت ها كه خود یكی از عوامل برانگیزنده آسم می باشند به وسیله شستشوی مجرای تنفس در وضو تا حدی قابل كنترل هستند . این نكته را می توان در مورد سایر عوامل حساسیت زا ، مثل گرد و خاك و گرده گیاهان ( یعنی دومین عامل برانگیزنده آسم ) نیز به نحوی صادق دانست. اما آنچه كه در مورد تأثیر نماز بر آسم، غیر قابل انكار است، تأثیر تنش زایی نماز و احساس امنیت روانی عمیقی است كه بر اثر آن حاصل می شود و بی شك اثر التیام بخش بزرگی بر بروز سومین گروه از عوامل برانگیزنده آسم ، یعنی عوامل روانی می گذارد. به خصوص كه تلقین سازنده و زندگی بخش توأم با نماز ، گهگاه باعث تسكین آسم یا پیشگیری از بروز حملات آن می شوند .

ضمنا دیدگاه ویژه نمازگزار به زندگی در دنیا و ثبات شخصیت او باعث می شود كه نمازگزار در مقابل افت و خیزهای غیر منتظره زندگی ، نه چندان شاد و نه چندان غمگین شود ، و در نتیجه به حذف آن گروه از تغییرات هیجانی كه مسبب تشدید آسم هستند ، از زندگی خود بپردازد.

HTTP://WWW.IRIB.IR

نقش معلمان در مباحث ديني و ملي

 


در روایات متعددى مى خوانیم : یكى از شرایط استجابت دعا پرهیز از غذاى حرام است؛ از جمله، در حدیثى آمده است كه شخصى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمد و عرض كرد: «احب ان یستجاب دعائى؛ دوست دارم دعاى من مستجاب شود!» پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «طهر ماكلك ولاتدخل بطنك الحرام ، غذاى خود را پاك كن و از غذاى حرام پرهیز نما!»

همین معنى از همان بزرگوار با تعبیر دیگرى آمده است، مى فرماید: «من احب ان یستجاب دعائه فلیطیب مطعمه و مكسبه; كسى كه دوست دارد دعایش مستجاب شود، طعام و كسب خود را از حرام پاك كند!»

با توجه به این كه در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «ان الله لایستجیب دعاء بظهر قلب قاس; خداوند دعایى را كه از قلب قساوتمند برخیزد مستجاب نمى كند!» مى توان نتیجه گرفت كه غذاى ناپاك و حرام، قلب را تاریك و قساوتمند مى كند; و به همین دلیل، دعاى حرام خواران مستجاب نمى شود و از اینجا به رابطه نزدیكى كه در میان ناپاكى درون و تغذیه حرام وجود دارد، مى توان پى برد.

در حدیث معروف امام حسین علیه السلام در روز عاشورا آمده است كه بعد از ایراد آن سخنان داغ و پر محتوا و گیرا در برابر لشكر لجوج و قساوتمند كوفه، هنگامى كه ملاحظه كرد آنها حاضر به سكوت و گوش دادن به سخنانش نیستند، فرمود: (آرى! شما حاضر به شنیدن سخن حق نیستید زیرا ملئت بطونكم من الحرام فطبع الله على قلوبكم; شكمهاى شما از غذاهاى حرام پر شده است، در نتیجه خداوند بر دلهاى شما مهر زده است (و هرگز حقایق را درك نمى كنید!)»

2- در روایات دیگرى آمده است; كه رابطه اى در میان خوردن غذاى حرام و عدم قبول نماز و روزه و عبادات، وجود دارد; از جمله، در حدیثى از پیامبراكرم صلى الله علیه و آله مى خوانیم: «من اكل لقمة حرام لن تقبل له صلوة اربعین لیلة، و لم تستجب له دعوة اربعین صباحا و كل لحم ینبته الحرام فالنار اولى به و ان اللقمة الواحدة تنبت اللحم; هركسى لقمه اى از غذاى حرام بخورد تا چهل شب نماز او قبول نمى شود،و تا چهل روز دعاى او مستجاب نمى گردد; و هر گوشتى كه از حرام بروید، آتش دوزخ براى آن سزاوارتر است; و حتى یك لقمه نیز باعث روییدن گوشت مى شود!»

بدیهى است براى قبولى نماز، شرایط زیادى لازم است، از جمله حضور قلب و پاكى دل، اما غذاى حرام پاكى قلب و صفاى دل را از انسان مى گیرد.

3- در روایات متعدد دیگرى از پیامبراكرم صلى الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام آمده است كه: «من ترك اللحم اربعین صباحا ساء خلقه;كسى كه چهل روز گوشت را ترك كند، اخلاق او بد مى شود

از این احادیث بخوبى استفاده مى شود كه در گوشت ماده اى است كه اگر براى مدت طولانى از بدن انسان قطع شود،در روحیات و اخلاق او اثر مى گذارد،و كج خلقى و بد اخلاقى به بار مى آورد.

البته استفاده زیاد از گوشت حیوانات نیز در بعضى از روایات مزموم شمرده شده، ولى از ترك آن براى مدت طولانى نیز در بسیارى از روایات نهى شده است.

4- در روایات زیادى كه در كتاب «اطعمه و اشربه » آمده است، رابطه اى میان بسیارى از غذاها و اخلاق خوب و بد، بیان گردیده به عنوان نمونه:

در حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله مى خوانیم: «علیكم بالزیت فانه یكشف المرة .... و یحسن الخلق; بر شما لازم است كه از زیت (زیت به معنى روغن زیتون  یا هرگونه روغن مایع است) استفاده كنید، زیرا صفرا را از بین مى برد... و اخلاق انسان را نیكو مى كند!»

5- در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: كه از كلام پیامبر صلى الله علیه و آله چنین نقل مى كند «من سره ان یقل غیظه فلیاكل لحم الدراج; كسى كه دوست دارد خشم او كم شود گوشت دراج را بخورد!» (دراج پرنده‏اى است‏شبیه به كبك كه گوشت لذیدى دارد)

از این تعبیر بخوبى استفاده مى شود كه رابطه اى میان تغذیه و خشم و بردبارى وجوددارد.

6- در روایت مشروحى از تفسیر عیاشى از امام صادق علیه السلام نقل شده درباره این كه چرا خداوند خون را حرام كرده مى فرماید: «و اما الدم فانه یورث الكلب و قسوة القلب و قلة الرافة و الرحمة لا یؤمن ان یقتل ولده و والدیه ....; این كه خداوند خوردن خون را حرام كرده به خاطر آن است كه سبب جنون و سنگدلى و كمبود رافت و مهربانى مى شود ... تا آنجا كه ممكن است فرزند و یا پدر و مادرش را به قتل برساند!»

در بخش دیگرى از این روایت مى فرماید: «و اما الخمر فانه حرمها لفعلها و فسادها وقال ان مدمن الخمر كعابد الوثن و یورث ارتعاشا و یذهب بنوره و یهدم مروته; و اما شراب، خداوند آن را به خاطر تاثیر و فسادش حرام كرده است و فرمود شخص دائم الخمر مانند بت پرست است بدنش لرزان مى شود، و نور (معنویت) او را از بین مى برد، و شخصیت او را ویران مى سازد!»

7- در روایات متعددى كه در كافى درباره انگور  آمده است رابطه میان خوردن انگور و برطرف شدن غم و اندوه دیده مى شود; از جمله، در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «شكى نبى من الانبیاء الى الله عزوجل الغم فامره الله عزوجل باكل العنب; یكى از پیامبران الهى از غم و اندوه (و افسردگى) به پیشگاه خداوند متعال شكایت كرد; خداوند متعال به او دستور داد كه انگور بخورد!»

این حدیث تاكید بیشترى است بر مساله ارتباط تغذیه با مسائل اخلاقى.

8- در احادیث متعددى نیز رابطه خوردن انار  و از میان رفتن وسوسه هاى شیطانى و به وجود آمدن نورانیت قلب دیده مى شود; از جمله، در حدیث معتبرى از امام صادق علیه السلام آمده است كه مى فرمود: «من اكل رمانة على الریق انارت قلبه اربعین یوما; كسى كه یك انار را ناشتا بخورد، چهل روز قلبش را نورانى مى كند.»

9- در روایت متعددى در باب «خوردن » تعبیراتى دیده مى شود كه همه نشانه ارتباط تغذیه با روحیات و مسائل اخلاقى است; از جمله، در حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله مى خوانیم كه به جعفر (ابن ابى طالب)علیهماالسلام فرمود: «یا جعفر كل السفرجل فانه یقوى القلب و یشجع الجبان; اى جعفر! « به  » بخور قلب را تقویت مى كند و ترسو را شجاع مى سازد!»

10- در بعضى از احادیث رابطه میان غذاى اضافى و سنگدلى و قساوت و عدم پذیرش موعظه دیده مى شود; از جمله، در كتاب «اعلام الدین » از پیغمبر اكرم نقل شده كه فرمود: «ایاكم و فضول المطعم فانه یسم القلب بالقسوة و یبطى ء بالجوارح عن الطاعة و یصم الهمم عن سماع الموعظة; از غذاى اضافى بپرهیزید كه قلب را پر قساوت مى كند و از اطاعت حق تنبل مى سازد و گوش را از شنیدن موعظه كر مى نماید!»

فضول الطعام (غذاى اضافى) ممكن است اشاره به پرخورى باشد یا غذاهاى باقى مانده و فاسد شده، و در هر حال از رابطه تغذیه و مسائل اخلاقى خبر مى دهد.

همین معنى در بحارالانوار از بعضى از روات اهل سنت از پیغمبراكرم صلى الله علیه و آله نقل شده است.

از این حدیث بخوبى استفاده مى شود كهغذاى اضافى سه پیامد سوء دارد: قساوت مى آورد; انسان را در انجام عبادات و طاعات تنبل مى كند; و گوش شنوا را در برابر مواعظ از انسان مى گیرد!

این مطلب كاملا محسوس است كه وقتى انسان غذاى زیاد و سنگین مى خورد عبادات را به زحمت به جا مى آورد و نشاطى براى عبادت ندارد بعكس هنگامى كه غذاى ساده و كم مى خورد قبل از اذان صبح بیدار است نشاط دارد و حالت مطالعه و عبادت دارد.

همچنین به تجربه رسیده است هنگامى كه انسان روزه مى گیرد رقت قلب پیدا مى كند و آمادگى بیشتر براى شنیدن مواعظ در او حاصل مى شود; بعكس هنگامى كه شكم پر است فكر انسان درست كار نمى كند و خودش را از خدا دور مى بیند.

11- در احادیث اسلامى در ارتباط نوشیدن عسل با صفاى قلب، از امیرمؤمنان على علیه السلام مى خوانیم: «العسل شفاء من كل داء و لا داء فیه یقل البلغم و یجلى القلب; عسل  شفاى تمام بیماریها است و در آن بیمارى نیت بلغم را كم مى كند و قلب را صفا مى بخشد.»

نتیجه:

از مجموع آنچه در بالا آوردیم و روایات فراوان دیگر كه ذكر آنها به طول مى انجامد بخوبى استفاده مى شود كه رابطه نزدیكى میان تغذیه و روحیات و اخلاقیات وجود دارد، هرگز نمى گوئیم غذاها علت تامه براى اخلاق خوب یا بد است، بلكه همین اندازه مى دانیم كه طبق روایات بالا یكى از عوامل زمینه ساز پاكى و اخلاق، تغذیه است هم از نظر نوع غذاها و هم از نظر حلال و حرام بودن آنها.

دانشمندان امروز نیز معتقدند بسیارى از پدیده هاى اخلاقى به خاطر هورمونهائى است كه غده هاى بدن تراوش مى كند و تراوش غده ها رابطه نزدیكى با تغذیه انسان دارد; بر همین اساس، بعضى معتقدند كه گوشت هر حیوانى حاوى صفات آن حیوان است، واز طریق غده ها و تراوش آنها در اخلاق كسانى كه از آن تغذیه مى كنند اثر مى گذارد. گوشت درندگان انسان را درنده خو مى كند، و گشت خوك صفت بى بندوبارى جنسى را كه از ویژگیهاى این حیوان است به خورنده آن منتقل مى سازد.

این از نظر رابطه طبیعى و مادى است، از نظر رابطه معنوى نیز آثار خوردن غذاى حرام غیر قابل انكار است، غذاى حرام قلب را تاریك و روح را ظلمانى مى كند و فضائل اخلاقى را ضعیف مى سازد.

این سخن با ذكر یك داستان تاریخى كه مورخ معروف مسعودى در «مروج الذهب » آورده پایان مى دهیم:

او از «فضل بن ربیع » نقل مى كند كه «شریك ابن عبدالله » روزى وارد بر «مهدى » خلیفه عباسى شد، مهدى به او گفت باید حتما یكى از سه كار را انجام دهى، شریك سؤال كرد كدام سه كار؟ گفت یا قضاوت را از سوى من بپذیرى و یا تعلیم فرزندم را برعهده بگیرى، و یا غذائى (با ما) بخورى! شریك فكرى كرد و گفت سومى از همه آسانتر است، مهدى او را نگهداشت و به آشپز گفت انواعى از خوراك مغز آمیخته با شكر و عسل براى او فراهم ساز.

هنگامى كه «شریك » از آن غذاى بسیار لذیذ و (طبعا حرام) فارغ شد، آشپز رو به خلیفه كرد و گفت این پیرمرد بعد از خوردن این غذا هرگز بوى رستگارى را نخواهد دید! فضل ابن ربیع مى گوید مطلب همین گونه شد، و شریك ابن عبدالله بعد از این ماجرا هم به تعلیم فرزندان آنها پرداخت و هم منصب قضاوت را از سوى آنها پذیرفت.

منبع : كتاب اخلاق در قرآن كریم آیه الله مكارم شیرازی، جلد اول

نقش معلمان در مباحث ديني و ملي

گزارش نشست سلامت و معنویت

شاید اگر بخواهیم همه این نتایج را به نوعی توجیه کنیم، یکی از مهم‌ترین توجیه‌هایمان این باشد که پرداختن به امور معنوی می‌تواند استرس‌مان را کم کند و باعث آرامش ‌ما شود. همین کمک می‌کند تا سیستم ایمنی بدن بهتر کارش را انجام دهد.

نماز خواندن

در این باره هم مطالعات زیادی انجام شده که دکتر درخشان پاره‌ای از آنها را مرور می‌کند: بررسی مروری روی 100 پژوهش نشان داد 79 درصد از این پژوهش‌ها توانسته‌اند همبستگی معنا دار و مثبتی را بین افزایش اشتغال به امور مذهبی و افزایش ‌روان‌درستی مشخص کنند.

در مطالعه دیگری از همین نوع که در دانشگاه دوک انجام شده، معلوم شد از 93 پژوهش، 60 تای آنها توانسته‌اند نشان دهند که در این افراد میزان افسردگی به طرز قابل ‌ملاحظه‌ای کمتر دیده می‌شود.

مطالعات ایرانی

ایرانی‌ها هم مطالعات خوبی در این‌باره داشته‌اند؛ گرچه حجم آن به اندازه مطالعات غربی نیست.

یکی از این مطالعات نشان داده است کسانی که به نماز‌های یومیه‌شان پایبند هستند، اصولاً احساس ذهنی (یا همان روان‌درستی) بیشتری دارند.

مطالعه دیگری در سال 1380 نشان داده که رابطه معنی‌داری بین توکل به خدا و احساس آرامش روانی وجود دارد. خانم دکتر آرین، از محققان ایرانی ساکن کانادا، در سال 1380 نشان داده که دینداری و احساس روان‌درستی با هم رابطه مستقیمی دارند.

سرگلزایی، محقق دیگر ایرانی در همان سال تحقیق دیگری را گزارش کرد که نشان می‌داد هر چه زمان فعالیت‌های مذهبی بیشتر باشد، میزان افسردگی، استرس و همچنین سوء مصرف مواد بیشتر می‌شود.

مطالعه دیگری را هم آقای دکتر بوالهری و همکارانشان در سال 1379 در انیستیتو روانپزشکی تهران انجام دادند؛ به این ترتیب که پرسشنامه‌ای را برای ارزیابی میزان توکل افراد طراحی کردند. مقایسه نتایج این پرسشنامه‌ها با نتایج حاصل از پرسشنامه ی استرس نشان داد که هرچه توکل فرد بیشتر باشد، استرس او کمتر است.

نتایج مشابهی هم در زمینه بروز رفتارهای پُرخطر و ناسالم به دست آمده است. به عنوان مثال، در بررسی 138 پژوهش مشخص شده است که 90 درصد نتایج این پژوهش‌ها به صراحت نشان می‌دهند که افراد مذهبی، ‌کمتر سیگار می‌کشند و رفتارهای پرخطر جنسی کمتری دارند.

چند سؤال

به نظر می‌رسد درباره تاثیر دین و معنویت بر مسائل مربوط به بهداشت، سلامت و پزشکی، ابهامات زیادی وجود دارد که هم سخنرانی‌های این نشست آن را نشان می‌دهد و هم پرسش و پاسخ‌هایی که در فواصل سخنرانی‌ها جریان داشت.

این‌طور به نظر می‌رسد كه اکثر صاحب‌نظران هنوز به درک واحدی از معنا و مفهوم معنویت و دین نرسیده‌اند. آنها نمی‌دانند که باید تاثیر معنویت را بر بیماران بررسی کنند یا پزشکانی که قرار است این بیماران را معاینه و درمان کنند.

ضمن این که علی‌رغم تاکید اغلب کارشناسانی که در این همایش حضور داشتند، خطر نگاه ابزارگرایانه به مسائل معنوی و دینی، صرفاً برای درمان بهتر بیماری و نه به خاطر اصل آنها، به شدت وجود دارد.

با وجود تمام این ابهامات که در مرحله تعاریف و اصول دیده می‌شود، در مرحله کاربرد هم با مشکلات مهمی مواجهیم و آن این که نتایج حاصل از مطالعات کاربردی هنوز به طور کامل قابل‌توجیه نیستند. هنوز نمی‌توان به درستی در مورد چگونگی تاثیرگذاری عامل مذهب روی سلامت و بیماری افراد توضیح مشخصی ارائه داد.

بسیاری از عوامل هستند که همزمان و همراه با زندگی مذهبی در زندگی فرد وارد می‌شوند که ممکن است این تاثیر مثبت مذهب، مربوط به این عوامل باشد. به عنوان مثال، ممکن است این تاثیر مذهب به دلیل سیستم‌های حمایتی باشد که در جامعه مذهبی و بین افراد معتقد وجود دارد و آنها را به همدیگر پیوند می‌زند.

ممکن است اصولاً افرادی به طرف مذهب و اعتقادات معنوی بروند که شخصیت‌های خاصی دارند؛ مثلا آرام‌ترند یا متعادل‌ترند. همین شخصیت ممکن است به آنها کمک کند تا استرس یا رفتارهای ناسالم کمتری داشته باشند.

ممکن است مذهب ارزیابی‌های شناختی فرد را از محیط اطرافش تغییر دهد و این نوع نگاه تازه به زندگی باعث شود تا او بتواند سالم‌تر زندگی کند، بهتر با شرایط کنار بیاید و در نتیجه کمتر بیمار شود.

همه اینها سؤالاتی است که پژوهش‌های تازه‌ای برای پاسخ به آنها مورد نیاز است.

فرنوش صفوی‌فر

نقش معلمان در آموزش مباحث ديني و ملي

 

گیاهان؛ تقویت کننده روحیه معنویت

نقش گیاهان در ارتقاء روحیه معنوی پیروان آیین های دینی چون اسلام، مسیحیت، یهودیت و حتی هندوئیسم مسئله ای است که بسیاری از آن غافل مانده اند، اما با اندکی تأمل می توان دریافت که گیاهان دارویی و خوراکی نقش مهمی در ایجاد حس معنویت و تعادل فیزیکی و معنوی انسان دارند.

نعناع

بر اساس گزارش منابع اینترنتی، میشل کادوتو بوم شناس و نویسنده در مقاله خود درباره اثر گیاهان در معنویت ما، که در پایگاه اینترنتی خود منتشر کرده تصریح می کند: بر اساس کتاب پیدایش عهده عقیق، خداوند در مرکز بهشت درخت زندگی را کاشت که از شاخه های آن میوه خیر و شر آویخته شده بود. رودخانه از پایه درخت عبور می کرد و پس از انشعاب به چهار قسمت جاری می شد.

بسیاری از آیین های معنوی چون اسلام، مسیحیت، یهودیت و اعتقادات مردمان بومی سراسر دنیا داستان خلقت را به مثابه باغی توصیف می کنند که یک چهارم جهان بوده است. نقش برجسته این نماد در ایران باستان 6 هزار سال پیش نیز مشاهده شده است.

گیاهان میان این دایره در نقطه اتصال میان زمین و بهشت رشد می کنند و برای روح و جسم غذا محسوب شده و برای نیروهای شفا دهنده مورد استفاده قرار می گیرند.

درمان گیاهی باستانی اسلام که پایه ای برای طب یونانی امروز محسوب می شود، تصدیق می کند که سلامت زمانی حاصل می شود که فرد در چهار عنصر آب، خاک، هوا و آتش به تعادل دست یابد.

بیش از یک هزار سال پیش، ابن سینا، فیلسوف و پزشک ایرانی مسلمان تصریح کرد که اسطوخودوس یکی از بهترین گیاهان معطر محسوب می شود که به قلوب و روح ما جانی دوباره می بخشد. در میان سایر گیاهان معطر که چنین خاصیتی دارند می توان به گل رز، زعفران ، دارچین و هل اشاره کرد.

 بومیان آمریکایی نیز به منظور تطهیر و تزکیه روح از دود حاصل از سوزاندن گیاهان استفاده می کردند.

رایحه های قدرتمند گیاهان می تواند به تعادل سالم و نشاط منتهی شود. روغن سدر نفس روحانی و جسمانی ما را تقویت می کند، تعادل را برقرار، حس ارتباطی ما را تقویت کرده و از سیستم ایمن سازی ما حمایت می کند.

نعناع روحیه انسان را بالا برده، کندر به تقویت ایمان ما کمک کرده و تعادل را در زندگی حاکم می کند. گیاهان می توانند روح و جسم را تغذیه کنند. کتاب زهر یکی از کتاب های عرفانی و اصلی در دین یهودیت می آموزد که به واسطه خوردن، جسم و روح خود را شکل می دهیم. خوردن به معنای دعوت جسم روحانی به جسم فیزیکی و تغذیه روح است. به همین منظور طی عید یهودیان از گیاهان تلخی چون کاهوی رومین، موسیر یا جعفری استفاده می کنند. طعم این گیاهان یادآوری کننده رنجی است که قوم بنی اسرائیل هنگام بردگی در مصر متحمل شدند. تجربه این تلخی به فرد کمک می کند بر درد دیگران تأکید کرده و حس مهربانی و رحم را در خود پرورش دهد.

گیاهان همچنین در روزهای دینی و مراسم عبادی بسیاری از ادیان کاربرد دارد. مسلمانان طی ماه مبارک رمضان در پایان هر روز، زمان افطار بر اساس سنت نبوی از گلاب و خرما به عنوان طعامی استفاده می کنند که پیامبر روزه خود را افطار می کرده است.

در خانه بسیاری از مؤمنان مسیحی غذای سنتی که برای عید پاک و کریسمس تهیه می شود، از نظر گیاهی و ادویه های استفاده شده نسبت به سایر غذاهای سال غنی تر است.

پیروان آئین هندوئیسم نیز مراسم عبادی متعددی را برای ریحون یکیاز مقدس ترین گیاه هندوها آغاز می کنند. پس از تناول هر وعده از غذایی که در روز دینی سرو می شود، مؤمنان هندو اغلب زمانی را به تعمق درباره تجارب جمعی زندگی اختصاص می دهند و پس از آن زمانی را به استراحت و مراقبه می پردازند.

بابوبه، دارچین، رازیانه و کندر تمرکز آرام و مراقبه را در ما تقویت می کند. زمانی که به حس بیداری ژرف تری نیازمندیم گیاه بادیان رومی می تواند نیروهای ما را متمرکزتر کند. روغن اسطوخودس نیز ایجاد کننده آرامش و صلح است. از سوی دیگر رزماری حس وفاداری را افزایش داده و پیوندهای معنوی ما را از عشق تقویت می کند.

گیاهان می توانند ما را در تقویت رابطه و سایر مخلوقات و آفرینش های خداوند را در تعادل یاری کنند .

     چه بخوريم تا سالم بمانيم .

میوه ها و سبزی ها در هرم غذایی

هرم غذایی

گروه میوه ها و سبزی ها مركب است از :

الف : سبزی ها و میوه های غنی از ویتامین C مثل سبزی های برگی و سایر سبزی ها مثل گوجه فرنگی و فلفل دلمه ای و میوه هایی مثل مركبات و توت ها.

ب: سبزی ها و میوه های غنی از ویتامین A كه به رنگ سبز تیره و نارنجی هستند مثل سبزیجات برگی، اسفناج، هویج، گوجه فرنگی، طالبی، زردآلو، شلیل، هلو.

ضمنا سبزی ها و میوه ها حاوی مقداری ویتامین های گروه B، آهن و مقدار قابل توجهی فیبر هستند.

ـ واحد اندازه گیری: یك عدد میوه متوسط (یك سیب یا پرتقال یا هلو) یا یك چهارم طالبی متوسط یا 12 دانه بزرگ گیلاس یا 4 عدد زرد آلو یا 15 حبه انگور یا نصف لیوان آب میوه یا یك لیوان سبزی خام یا نصف لیوان سبزی پخته است.

 ـ مقدار مصرف : برای افراد بالغ سالم روزانه 2 تا 4 واحد میوه و 3 تا 5 واحد سبزی توصیه می شود. این گروه برای ترمیم زخم ها، تامین دید در تاریكی، سلامت پوست و حفظ مقاومت بدن در برابر عفونت ها لازم است.

چگونه از گروه میوه ها و سبزی ها استفاده كنید:

1ـ تا آنجا كه ممكن است سبزی ها را به صورت خام مصرف كنید، چون ویتامین های آن بیشتر حفظ می شود .

2ـ از سرخ كردن سبزی ها خودداری كنید.  

3ـ قبل از مصرف سبزی ها و میوه ها، آنها را به دقت شسته و ضد عفونی كنید.

4ـ در صورت عدم دسترسی به مواد ضد عفونی كننده، می توانید برای شستشوی سبزی آن را در آب نمك (به ازای هر لیتر آب یک قاشق مرباخوری نمك) به مدت یك ربع قرار دهید.

5ـ تا آنجا كه ممكن است میوه هایی را كه پوست آنها قابل مصرف است، با پوست بخورید.

6ـ برای پختن سبزی ها از آب كم استفاده كنید و از آب حاصل از طبخ سبزی ها در غذا استفاده كنید.

7ـ برای پختن سبزی، آب را جوش آورید، سبزی را در آب جوش بریزید و مدت 20 دقیقه بپزید.

8ـ در وقت پختن سبزی، در ظرف را ببندید.

9ـ برای پختن سبزی های تازه، آنها را بلافاصله بعد از خرد كردن بپزید.

10ـ اگر میوه را پوست كندید، از قرار دادن آن در مجاورت هوا خودداری كنید.

مصرف روزانه 4 عدد میوه مانند سیب یا پرتقال، برای ترمیم زخم ها، تامین دید در تاریكی، سلامت پوست و حفظ مقاومت بدن لازم است. 

گروه های متفرقه هرم غذایی

این گروه مركب است از :

الف ـ مغزها (گردو ، بادام ، فندق ، پسته و غیره)

ب ـ چربی ها (روغن های جامد، روغن های مایع، پیه و دنبه، كره، خامه و سرشیر، سس های چرب مثل مایونز و چیپس)

پ ـ قند و شكر و شیرینی ها ( مثل انواع مربا، شربت ها، انواع شیرینی های خشك و تر، انواع پیراشكی های شیرین، آب نبات، شكلات) .

ت ـ ترشی ها و چاشنی ها ( انواع شور، فلفل، نمك، زردچوبه، دارچین و … )

ث ـ نوشیدنی ها ( نوشابه های گازدار، چای، قهوه، شربت ها، پودرهای آماده مثل پودر پرتقال و …)

چگونه از گروه متفرقه استفاده كنید:

1ـ انواع مغزها، "میان وعده" های مناسبی برای تامین انرژی و برخی و مواد مغذی است.

2ـ بهتر است مغزها به صورت خام مصرف شوند و از نمك كمتری استفاده شود.

3ـ بهتر است روغن ها را بیشتر از انواع مایع (با منشا گیاهی) مصرف كنید.

4ـ از حرارت دادن زیاد روغن ها خودداری كنید.

5ـ سعی كنید مصرف چربی ها، شیرینی ها و چاشنی ها را محدود كنید.

6ـ تا آنجا كه ممكن است، مصرف نوشیدنی های ذكر شده در گروه را محدود كرده، نوشیدنی هایی مثل آب، شیر، آب میوه و آب هویج تازه مناسب است.

7ـ برای رفع تشنگی، نوشیدن آب ساده به هر آشامیدنی دیگری ترجیح دارد.

8 ـ با وجود آنكه چیپس از سیب زمینی تهیه می شود، ولی به دلیل داشتن چربی و نمك زیاد باید مصرف آن را محدود كرد.

بهتر است به جای گوشت قرمز، بیشتر از گوشت های سفید مانند مرغ و ماهی استفاده كنید.

 

 

نقش معلمان در مباحث ديني و ملي

رازهاي زنبور عسل

Apis mellifera

مقدمه

زنبور عسل (Apis mellifera) از راسته نازک بالان (Hymenoprera) است. زنبور عسل قسمت هاي دهاني جونده و مکنده، هر دو را داراست. دگريسي آن کامل است و به طور دسته جمعي زندگي مي کند و شامل سه دسته هستند.

1- ملکه (Queen) که تخم مي گذارد.

2- نرها (prones) کارشان فقط بارور کردن ملکه هاي جديد است.

3- کارگرها (Worker) که ماده عقيم هستند و اغلب انواع متعددي دارند.

کندوي زنبور عسل يا به صورت جعبه هاي مکعبي به ابعاد 50 cm که کندوي modem مي گويند و يا به صورت سبد که کندوي بومي مي گويند.

زنبور عسل

زنبور عسل در قرآن

کلمه نحل به معني زنبور عسل در آيات 68 و 69 سوره نحل در جزء 14 قرآن کريم آمده است. در تفسير آيه 68 چنين آمده است: پروردگارت به زنبور عسل وحي فرستاد! در اينجا لحن قرآن به طرز شگفت انگيزي تغيير مي يابد، در عين ادامه دادن بحث ها در زمينه نعمت هاي مختلف الهي و بيان اسرار آفرينش در اين سوره، سخن از زنبور عسل و سپس خود عسل به ميان مي آورد. اما شکل يک مأموريت الهي و الهام مرموز که نام وحي بر آن گذارده شده است. نخست مي گويد: «و پروردگار تو به زنبور عسل، وحي کرد که خانه هايي از کوهها و درختان و داربست هايي که مردم مي سازند انتخاب کن.»

* نخستين مأموريت زنبوران در اين آيه، خانه سازي ذکر شده است. اين شايد به خاطر آن است که مسئله مسکن مناسب، نخستين شرط زندگي است و به دنبال آن فعاليت هاي ديگر، امکانپذيري است.

* در آيه 69 سوره «نحل»، دومين مأموريت زنبور عسل شروع مي شود. قرآن مي فرمايد: «ما به او الهام کرديم که سپس از تمام ثمرات تناول کن و راههايي که پروردگارت براي تو تعيين کرده، به راحتي بپيما.»

سرانجام، آخرين مرحله مأموريت آنها را به صورت يک نتيجه، اين چنين بيان مي کند، «از درون زنبوران عسل، نوشيدني مخصوص خارج مي شود که رنگ هاي مختلفي دارد.» نهفته است، جالب اين که دانشمندان از طريق تجربه به اين حقيقت رسيده اند که زنبوران به هنگام ساختن عسل آن چنان ماهرانه، عمل مي کنند که خواص درماني و دراويي گياهان کاملاً محفوظ مانده و به عسل منتقل مي شود.

* و در ماجراي برنامه زندگي زنبور عسل و ارمغاني که آنها براي جهان انسانيت مي آورد، که هم غذاست و هم شفا و هم درس زندگي، نشانه روشني از عظمت و قدرت پروردگار است، براي جمعيتي که مي انديشند.

ساختمان مورفولوژيکي زنبور عسل

* بدن زنبور عسل به طور متراکم از موهايي پوشيده است که داراي تارهاي (Barbs) جانبي کوتاهي است. و به راحتي دانه ها گرده را مي گيرند. در چشم هاي مرکب و پاها، موهاي صاف وجود دارد پاهاي جلويي در حاشيه ساق (tibia) موهاي راست و خشن و کوتاهي را دارد و براي تميز کردن چشم ها از گرده گل به کار مي رود و برس چشمي (Eye bursh) مي گويند.

* بالهاي زنبور در هنگام پرواز به وسيله قلاب هايي به هم درگير مي شوند و يا بال به نظر مي رسند. و نوک اين بالها مسير شکل را طي مي کند. ممکن است 400 بار در ثانيه مرتعش شوند. آرواره هاي زيرين mandibles در کارگران صاف براي جمع آوري گرده و ساختن شاخه ها به کار مي رود. آرواره هاي بالايي maxillae مانند قاشقک هاي طويلي بوده و براي جمع آوري گرده هاي گل به کار مي رود.

* لب تحتاني تبديل به خرطوم شده و ضمايم حسي – بي (Cabialplas) در اطراف آن قرار دارد. مايع شهد در اثر عمل مکنده حلق به درون چينه دان بزرگ يا معده عسل (Money Stomash) کشيده مي شود. چهار لب مثلثي دريچه اي را درست مي کند و از ورود عسل به معده جلوگيري مي کند. بجز موقعي که جهت تغذيه مورد نياز است. روده زنبور عسل باريک و دراز است. و تقريباً به 100 لوله کوچک، مالپيکي اتصال دارد و روده راست، بزرگ است و به مخرج ختم مي شود. در انتهاي بدن سوزن وجود دارد که فقط در کارگرها و ملکه ها ديده مي شود. حس بويايي در زنبوران عسل بسيار قوي و تيز است و چشم ها داراي تعداد فراواني واحدهاي بينايي است و داراي مغز نسبتاً بزرگ  است: زنبوران عسل لقادر به تشخيص رنگ قرمز و سياه از هم نمي باشند.

گونه و نژادهاي زنبور عسل

1- زنبور هندي (Apis Indiea)

2- زنبور درشت (Apis drostata)

3- زنبور ريز (Apis florae)

4- زنبور عسل معمولي (Apis mellifera)

محصولات زنبور عسل و نحوه گردآوري آنها

مي توان به شهد يا عسل و گرده زنبور عسل ويژه «موم» که از صمغ ها به وجود مي آيد، اشاره کرد. گرده زنبور عسل داراي انواع مواد الي و ويتامين ها م يباشد. گرده شامل قندهاي احيا کننده مي باشد که در گل 31% در گروه کربوهيدرات وجود دارد. ميزان متوسط پروتئين گروه حدود 22% است و تمام اسيدهاي آمينه ضروري مورد نياز انسان در ترکيب پروتئيني دانه گروه وجود دارد. عصاره اتري گروه حاوي چربي ها و روغن ها، پيگمان ها، دونين ها، ويتامين ها و هورمون رشد مي باشد. گروه حاوي 13 نوع اسيد چرب و دو استدول عمده به نام هاي 24- متيلن کلسترول و «بي سي توسترول» است. براي جمع آوي دانه گرده مي توان از تله گرده، استفاده کرد، ولي اين کار توصيه نمي شود، چون جمعيت زنبورها را تضعيف مي کند.

بعضي از مصارف گرده زنبور عسل

دانه گرده در پزشکي اهميت خاصي دارد. در درمان بيماري هاي پروستات و آلرژي و در حال بي اشتهايي از داروهايي که از دانه گرده ساخته مي شوند، استفاده مي کنند. دانه گرده به عنوان مکمل غذايي به کار مي رود و از آن در رفع چين و چروک و لکه هاي صورت استفاده مي گردد.

از داروهاي مشهور مي توان به Prostaflor, Ofilorex اشاره کرد.

نيش زنبور

از نيش زنبور عسل به علت خاصيت قليايي و اسيدي بودن آن در درمان بيماريها، استفاده مي کنند.

توليد مثل 

در کارگرها تنها اثري ديده مي شود ولي در ملکه به خوبي توسعه يافته است. ملکه جوان 6 روز بعد از بيرون آمدن، با يک زنبور نر جفت گيري مي کند، اندام هاي جفت گيري نر پاره شده و در کيسه تناسلي ماده باقي مي ماند و تا اينکه بعد از بازگشتن به کندو، کارگرها آن را از بين مي برند. اسپرماتورزوئيدهايي که بدين صورت در کيسه ذخيره اسپرم، جاي مي گيرد، به کار همه تخم هاي لقاح يافته اي که ملکه خواهد گذاشت، بکار مي رود. تخمدان هاي ملکه پر شده و شکم را پر مي کند و ظرف دو روز، شروع به تخم گذاري مي کند.

* از تخم هاي لقاح نيافته ، زنبورهاي نر (هاپلوئيد 16 کروموزوم) و از لقاح يافته ها، زنبورهاي ماده (ديپلوئيد و  داراي 32 کروموزوم) توليد مي شود. تخم ها تبديل به لارو کرمي شکل کوچک فاقد پاها و چشم مي شوند و از ژله شاهانه که توسط غده هاي حلقي کارگران جوان توليد مي گردد، تغذيه مي کنند. ولي لاروهاي ملکه بيشتر به تغذيه شاهانه مي پردازند و به همين جهت با سرعت زياد بزرگ و تمايز مي يابند.

* دم لارو چندين بار، پوست اندازي مي کند روي سلول بوسيله موم پوشيده مي شود. و لارو در داخل آن قرار گرفته و شفيره نام دارد و دگرديسي را کامل نموده و به کمک آرواره هاي زيرين، سرپوش حجره را پاره کرده و به شکل يک نوزاد جوان بيرون مي آيد. بعد از عمل جفت گيري زنبوران نر، به بي غذايي مي افتند و مي ميرند.