ایدز در ایران

به مناسبت روز جهانی ایدز (10 آذر) یک تعداد آمار در مورد ایران پیدا کردم که قابل توجه می باشند.
اولین فرد در ایران به عنوان HIV مثبت در سال 1987 شناسائی شد. بر اساس آمار رسمی، از زمان مشاهده اولین مورد تا اول ژانویه 2001 ، افراد مبتلا به HIV/AIDS در ایران 2271 نفر بود که 2167 نفر از آنها مرد و 104( 5% ) نفر زن بودند که حدود 46 درصد از این زنان ازدواج کرده بودند و 70 درصد از این زنان متاهل توسط همسران خود آلوده شده بودند. از این تعداد حدود 64 درصد یعنی 1455 نفر معتاد تزریقی و 309 نفر مبتلا به خود AIDS بودند. در واقع تزریق مواد در بین مردان و رابطه جنسی در زنان مهمترین عوامل انتقال ویروس ایدز می باشد. البته این آمار از آزمایش بین 8,547,996 نفر بدست آمده بود.
اولین زن HIV مثبت در ایران در سال 1989 شناسایی شد و اولین مرگ ناشی از ایدز در بین زنان در ایران در سال 1990 ثبت گشت.
سالانه حدود یک میلیون و دویست هزار نفر در مورد HIV تست می شوند که این آزمایشات شامل معتادین، برخی مبتلایان به بیماریهای مقاربتی و کسانی که زیاد به خارج سفر می کنند، می شود.
کمیته ملی ایدز در سال 1995 تاسیس گشت و پس از آن تمامی خون های اهدائی در سازمان های انتقال خون از جهت داشتن یا نداشتن ویروس ایدز مورد آزمایش قرار می گرفت.
آمار یونیسف در مورد ایران:
تخمین نرخ شیوع ویروس HIV در بین بزرگسالان (بالای 15 سال) تا 2005: 0.2
تخمین تعداد افراد مبتلا به ویروس ایدز تا 2005: 66 هزار
تخمین حداقل تعداد افراد مبتلا به ویروس ایدز تا 2005: 36 هزار
تخمین حداکثر تعداد افراد مبتلا به ویروس ایدز تا 2005: 160 هزار
تخمین تعداد زنان بالای 15 سال مبتلا به ویروس ایدز تا 2005: 11 هزار
البته بسیاری فاکتورها و آمار های دیگر مربوط به ایدز در مورد کشورهای دیگر در دیتابیس یونیسف وجود داشت اما اکثر این موارد به علت عدم شفافیت در مورد ایران بی پاسخ بود. طبق آماری که CDC (مرکز کنترل بیماریهای ایران) در سال 2004 اعلام کرده است، انتقال ایدز از طریق مصرف تزریق مواد با 62.78 درصد اولین رتبه، و رابطه جنسی با 7.27 درصد دومین رتبه را داراست و 26.12 درصد نیز اختصاص به موارد نامشخص انتقال این ویروس دارد.
البته در مجموع باید گفت که به علت مشکلات علمی، آماری و فرهنگی و عرفی که در ایران وجود دارد، نمی توان با قطعیت به این آمارها تکیه کرد و آمارهای گاه ضد و نقیض بسیاری به خصوص در این موارد به چشم می خورد.
این آمار تکان دهنده ما را بر آن میدارد که نسبت به آگاه ساختن جوانانمان بیشتر کوشا باشیم


اگر هر ایرانی به طور متوسط روزی 3 استکان چای در 



























سؤال: چگونه حضرت ابراهيم(عليه السلام) بر توحيد استدلال كرد؟ جواب: پاسخ اين سؤال در آيات 76ـ79 سوره «انعام» آمده است. خداى متعال در اين آيات استدلال حضرت ابراهيم (عليه السلام) از افول و غروب ستاره و خورشيد، بر عدم الوهيت آنها را بيان مى كند. نخست مى گويد: «هنگامى كه پرده تاريك شب جهان را در زير پوشش خود قرار داد، ستاره اى در برابر ديدگان او خودنمائى كرد، ابراهيم صدا زد اين خداى من است؟! اما به هنگامى كه غروب كرد با قاطعيت تمام گفت: من هيچ گاه غروب كنندگان را دوست نمى دارم» (فَلَمّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الآفِلينَ) و آنها را شايسته عبوديت و ربوبيت نمى دانم. در آيه بعد اضافه مى كند: ابراهيم(عليه السلام) بار ديگر چشم بر صفحه آسمان دوخت، اين بار قرص سيمگون ماه با فروغ و درخشش دلپذير خود بر صفحه آسمان ظاهر شده بود «پس هنگامى كه ماه را ديد صدا زد اين است پروردگار من؟ اما سرانجام كه ماه به سرنوشت همان ستاره گرفتار شد و چهره خود را در پرده افق كشيد، ابراهيم(عليه السلام)جستجوگر گفت: اگر پروردگار من مرا به سوى خود رهنمون نشود، در صف گمراهان قرار خواهم گرفت»! (فَلَمّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِني رَبِّي لاَ َكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضّالِّينَ). سومين آيه وضعى را بازگو مى كند كه شب به پايان رسيده و پرده هاى تاريك خود را جمع كرده و از صحنه آسمان مى گريخت، و خورشيد از افق مشرق سر برآورده و نور زيبا و لطيف خود را همچون يك پارچه زربفت بر كوه و دشت و بيابان مى گسترد، «همين كه چشم حقيقت بين ابراهيم بر نور خيره كننده آن افتاد صدا زد خداى من اين است؟! اين كه از همه بزرگ تر و پرفروغ تر است!، اما با غروب آفتاب و فرو رفتن قرص خورشيد در دهان هيولاى شب، ابراهيم آخرين سخن خويش را ادا كرده، گفت: اى جمعيت! من از همه اين معبودهاى ساختگى كه شريك خدا قرار داده ايد بيزارم» (فَلَمّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَريءٌ مِمّا تُشْرِكُونَ). و در صدد برآمد آخرين ضربه خود را بر افكار بت پرستان وارد كند، گفت: اى مردم! اكنون كه فهميدم در ماوراى اين مخلوقات متغير و محدود و اسير چنگال قوانين طبيعت، خدائى است قادر و حاكم بر نظام كاينات «من روى خود را به سوى آن كسى مى كنم كه آسمان ها و زمين را آفريد و در اين عقيده خود كمترين شرك راه نمى دهم، من موحّد خالصم و از مشركان نيستم» (إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ حَنيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ). تفسیر نمونه، جلد 5، صفحه 384.