اجاق مایکروویو - پرسی اسپنسر   

 پرسی اسپنسر که پس از انجام خدمت سربازی خود در نیروی دریایی ایالات متحده، در شرکت ریتون مشغول به کار شد؛ به عنوان یک نابغه الکترونیک شناخته می‌شد. در سال 1954 /1333 اسپنسر مشغول ور رفتن با یک مگنترون مایکروویو -که در آرایه‌های راداری از آن استفاده می‌شود- بود، که ناگهان صدای عجیبی شبیه جلز و ولز کردن را در شلوار خود احساس کرد.

 اسپنسر با متوقف کردن کار خود، یک بسته شکلات را در جیب شلوارش پیدا کرد که شروع به ذوب شدن کرده بود. با درک این مطلب که تشعشع مایکروویو خروجی از مگنترون باعث این اتفاق شده بود، اسپنسر سریعا در خصوص استفاده‌های عملی از این ویژگی برای آشپزی مشغول به کار شد. نتیجه نهایی کار وی اجاق مایکروویو یا همان مایکروفر است که امروزه به عنوان ناجی تمام مردان مجرد و دوست‌داران خوراکی‌های فوری در سرتاسر دنیاشناخته می‌شود!
 ساخارین، قند مصنوعی - ایرا رمسن، کنستانتین فالبرگ


 در سال 1879 / 1258 ایرا رمسن و کنستانتین فالبرگ که مشغول کار در آزمایشگاهی در دانشگاه جان هاپکینز بودند، کار خود را برای خوردن غذا تعطیل کردند. اما فالبرگ فراموش کرد که قبل از غذا خوردن دست‌هایش را بشوید. این کار معمولا به مرگ فوری بسیاری از شیمی‌دانان منجر می‌شود، اما در مورد وی این کار منجر شد تا مزه شیرین و عجیبی را در تمام طول غذا خوردن احساس کند.

 این اتفاق منجر به ساخته شدن نخستین شیرین‌کننده مصنوعی جهان شد. آنها نتایج کارشان را با یکدیگر منتشر کردند، اما تنها نام فالبرگ که این ماده را کشف کرده بود در حق امتیاز این محصول ذکر شد. نامی که امروزه در بسته‌های صورتی رنگ این محصول در همه جا دیده می شود. به نظر می‌رسد که رمسن در این ماجرا به نوعی دور زده شده است. رمسن بعدها در این مورد گفت: «فالبرگ یک رذل واقعی است. من از این‌که اسم خودم را با اسم وی در یک جمله بشنوم، واقعا متنفرم!»

 فنر آب زیر کاه (Slinky) - ریچارد جیمز


 در سال 1943 / 1322، مهندس نیروی دریایی آمریکا ریچارد جیمز مشغول تحقیق در این خصوص بود که چطور می‌توان با استفاده از فنر، تجهیزات حساس بیرون کشتی‌ها را از نوسانات شدیدی که منجر به خرابی آنها می‌شود، محافظت کرد. در حین کار وی یکی از مدل‌های خود را با عصبانیت از روی میز به پایین پرتاب کرد. 

اما اختراع وی به جای این‌که محکم با زمین برخورد کند، به شکل زیبایی به سمت پایین جهش کرد و مجددا شکل اصلی خود را به دست آورد؛ خیلی بیهوده، خیلی فرز و خیلی آب زیر کاه! این فنر به یک اسباب‌بازی محبوب برای کودکان تبدیل شد. قبل از این‌که هر کودکی بتواند با پیچاندن و کشیدن فنری که پدر و مادرش برای وی خریده بودند، نهایتا آن را خراب کند، 300 میلیون از این فنرها در دنیا فروخته شده بود!

 خمیر بازی - شرکت Kutol Products


 پیش از اینکه خمیر بازی Play-Doh به یک ابزار آموزشی مفید در فرایند تربیت کودکان تبدیل شود، به عنوان یک محصول پاک‌کننده اختراع شده بود. این خمیر ابتدا به عنوان محصولی برای تمیز کردن کاغذدیواری‌های کثیف به بازار معرفی شد، اما این مساله مربوط به قبل از زمانی می‌‌شود که شرکت تولید کننده آن در سراشیبی سقوط قرار گیرد. آن‌چه شرکت Kutol Products را از ورشکستگی نجات داد، موفقیت محصول آنها در تمیز کردن دیوارها نبود، بلکه استفاده بچه‌های دبستانی از این محصول برای خلق کاردستی‌های مجسمه‌سازی سال نو بود. 

با حذف ترکیبات پاک‌کننده و اضافه کردن رنگ و یک عطر ملایم، شرکت محصولات کوتول پاک‌کننده خود را به یکی از محبوب‌ترین اسباب‌بازی‌های تمام تاریخ تبدیل کرد: خمیر مجسمه‌سازی. به این ترتیب شرکتی که در حال ورشکستگی بود، ناگهان به موفقیت عظیمی رسید. گاهی اوقات شما نمی‌دانید که چقدر باهوش هستید، تا این‌که یکی از راه می‌رسد و شما را متوجه آن می‌کند!

 چسب همه کاره - هری کوور 


 در یکی از آشفته‌ترین لحظات اکتشاف در طول تاریخ، دکتر هری کوور از آزمایشگاه کداک در سال 1942 / 1321 دریافت که ماده سیانواکریلیت که وی ساخته بود، یک شکست ناامیدکننده محسوب می‌شود. بر خلاف انتظار وی، این ماده به هیچ وجه برای ساخت یک دستگاه زاویه‌یاب با دقت بالا مناسب نبود. ماده‌ای که وی ساخته بود به طرز باورنکردنی به هر چیزی می‌چسبید، بنابراین وی این ماده را فراموش کرد.

 شش سال بعد هنگامی‌که کوور سرپرست یک پروژه در خصوص طراحی پوشش جدیدی برای هواپیما بود، باز همترس از بلااستفاده بودن سیانواکریلیت تمام وجود وی را فررا گرفت. اما این دفعه کوور مشاهده کرد که این ماده، اتصالی قوی را بدون نیاز به گرم کردن ایجاد می‌کند. کوور و گروهش مواد مختلفی را در آزمایشگاه با استفاده از این ماده تعمیر کردند و در نهایت یک استفاده مفید را برای این ماده دیوانه کننده پیدا کردند. کوور حق امتیاز کشف خود را ثبت کرد و در سال 1958 / 1337 سانواکریلیت به عنوان یک چسب همه کاره در تمام فروشگاه‌ها عرضه شد. 

 تفلون - روی پلانکت 


 دفعه بعد که شما یک نیمرو را بدون چسبیدن به کف ماهی‌تابه درست کردید، از شیمی‌دانی به نام روی پلانکت تشکر کنید که به صورت کاملا اتفاقی در سال 1938 / 1317 تفلون را اختراع کرد. پلانکت هنگامی‌که به محصول آزمایش خود در یک سردخانه سر می‌زد، امیدوار بود که توانسته باشد نوع جدیدی از CFC ها را بسازد. 

اما هنگامی‌که وی محفظه‌ای را که تصور می‌کرد باید سرشار از گاز باشد بررسی کرد، متوجه شد که ظاهرا تمام گاز ناپدید شده است و تنها تعدادی پولک سفید باقی مانده است. پلانکت شیفته این خرده‌های شیمیایی مرموز شد و مشغول مطالعه بر روی خواص آنها شد. ماده جدید ثابت کرد که یک روان‌کننده عالی با نقطه ذوب فوق‌العاده بالا است. این ماده ابتدا در جعبه دنده‌های نظامی استفاده شد و امروزه از آن برای تولید ظروف نچسب آشپزخانه استفاده می‌شود.  

باکلیت - لئو بیکلند در سال 1907 / 1286

 

لاک شیشه‌ای عمدتا برای عایق کردن قسمت‌های داخلی تجهیزات الکترونیکی اولیه مانند رادیو و تلفن استفاده می‌شد. صرف‌نظر از اینکه این ماده از بدن نوعی سوسک آسیایی به دست می‌آمد، وسیله خوبی بود. البته این ماده ارزان‌ترین یا ساده‌ترین راه برای عایق کردن یک سیم به شمار نمی‌رفت. ماده‌ای که شیمی‌دان بلژیکی، لئو بیکلند به جای این ماده یافت، پلی‌اکسی‌بنزیل‌متیلن‌گلیکول‌آنیدرید بود.

 این ماده که نخستین پلاستیک مصنوعی دنیا است، اغلب تحت عنوان باکلیت شناخته می‌شود. این پلاستیک پیش‌گام کاملا شکل‌پذیر است و می‌توان آن را به هر رنگی درآورد و در برابر دماهای بالا نیز شکل خود را حفظ می‌کند. این خصوصیات آن را به ماده محبوب تولیدکنندگان، جواهرسازان و طراحان صنعتی تبدیل کرده است.

 تنظیم کننده ضربان قلب - ویلسون گریت‌بچ 


 دانشیار دانشگاه بوفالو تصور می‌کرد که پروژه خود را نابود کرده است. به جای استفاده از یک مقاومت 10 هزار اهمی برای ساخت نمونه اولیه یک دستگاه ثبت ضربان قلب، ویلسون گریت‌بچ از یک مقاومت 1 مگااهمی استفاده کرده بود. مدار ساخته شده سیگنالی را تولید می‌کرد که 1.8 میلی‌ثانیه طول می‌کشید و سپس به مدت 1 ثانیه متوقف می‌شد. 

گریت‌بچ دریافت که با استفاده از یک جریان دقیق در این دستگاه، می‌توان پالس تنظیم‌شده‌ای را به دست آورد که خود را بر ضربان ناقص قلب بیماران تحمیل کند. قبل از آن، دستگاه‌های تنظیم کننده ضربان قلب به اندازه یک تلویزیون بودند که به طور موقت، آنها را از خارج بدن به بیماران متصل می‌کردند. اما امروزه همان کار را می توان با استفاده از یک مدار کوچک که به راحتی درون قفسه سینه بیمار قرار می‌گیرد، انجام داد. 



 اشعه ایکس - ویلهلم رونتگن 


 حرف شما کاملا درست است! اشعه ایکس یا آن‌طور که در اوایل مشهور بود، تابش مجهول، پدیده‌ای طبیعی است و بنابراین نمی‌توان آن را اختراع کرد. اما داستان کشف آن به عنوان یکی از جذاب‌ترین داستان‌ها در میان ابداعات اتفاقی دنیا شناخته می‌شود. در سال 1895 / 1274 فیزیک‌دان آلمانی ویلهلم رونتگن، مشغول انجام یک‌سری آزمایش‌های روزمره با پرتوی کاتدی بود که متوجه شد یک تکه مقوای فلورسنت در طرف دیگر اتاق روشن شده است. 

یک صفحه ضخیم بین تشعشع‌کننده کاتدی وی و مقوا قرار داشت که ثابت می‌کرد ذرات نور از میان اجسام جامد عبور می‌کنند. رونتگن که از این اتفاق شگفت‌زده شده بود، متوجه شد تصاویر شفافی را از با استفاده از این تابش باورنکردنی می‌توان تهیه کرد. نخستین تصویر از این نوع یک تصویر اسکلتی است که رونتگن از دست همسر خود گرفتهاست.

اختراعات اتفاقی دیگر...

همیشه فکر می کنیم اختراعات مهم طی یک فرﺁیند طولانی به دست میﺁیند اما حقیقت این است که گاهی برخی از این اختراعات کاملا شانسی و اتفاقی به دست می ﺁیند.

کبریت

 به گزارش ریدر دایجست، در سال 1826 میلادی یک فرد انگلیسی به نام جان واکر در ﺁزمایشگاهش مخلوطی تهیه کرد که ﺁزمایشگاهش را کثیف کرد. او به سختی تلاش کرد تا ﺁثار این ترکیب را تمیز کند،اما تمیز نمی شد بنابر این سعی کرد با تراشیدن زمین ﺁن را ﭘاک کند اما وقتی داشت این کار را می کرد زمین ﺁتش گرفت و اینگونه بود که یک انگلیسی توانست کبریت را اختراع کند.

 ﭘنی سیلین

 در سال 1928 میلادی الکساندر فلمینگ ﺁزمایشگاهش را بست و برای دو هفته به تعطیلات رفت اما وقتی به ﺁزمایشگاهش بازگشت دید کل یک ظرف را باکتری ﭘوشانده و یک حلقه کپک دور ﺁن را گرفته است. او در یافت که این کپک می تواند با باکتری ها مبارزه کند و اینگونه ﭘنی سیلین را کشف کرد.

 چسب خیاطی

 در اوایل سال 1950 میلادی یک شخص سوییسی به نام جورج دمسرال در اطراف شهرش قدم می زد او وقتی به خانه بازگشت دید که گیاهانی چسبناک به لباسش چسبیده اند. کنجکاوی باعث شد دمسرال ﺁن گیاه را زیر میکروسکوپ بررسی کند و در نهایت فهمید که این گیاه قلاب هایی دارد که به وسیله ﺁنها به لباس می چسبد، بدین ترتیب بود که او با شبیه سازی ﺁن گیاه توانست چسب را اختراع کند.

 داروی ویاگرا

 در سال 1992 میلادی مردی از روستای ولز بر روی سیدنافیل که امروزه آن را به نام ویاگرا می شناسیم ﺁزمایشاتی انجام داد. این دارو برای پایین ﺁوردن فشار خون و بهبودی بیماری های قلبی در دست تهیه بود اما او فهمید اﺛر جانبی این دارو بر روی سیستم جنسی بدن قوی تر است.

 وازلین

 رابرت 22 ساله در کارخانه روغن سازی پنسیلوانیا کار می کرد، روزی روغن چسبناکی که روی دستگاههای سنگین جمع می شد توجه او را جلب کرد. همکارانش به او گفتند که این روغن در بهبود زخم ها و سوختگی ها به ﺁنها کمک می کند، او نیز یک بار این روغن را امتحان کرد و وازلین کشف شد.

 چای

 هزاران سال پیش امپراطور چینی به نام شنانگ طبق معمول همیشه ﺁب خوردنش را در بیرون قصر می جوشاند.یک روز باد می وزید و به دور از چشم او چند برگ چای از بوته چای نزدیک او داخل ﺁب جوشش افتاد و مدتی باقی ماند. شنانگ ﺁب ظرف را دور ریخت اما عصاره چای در ظرف باقیمانده بود، از آنجا که او یک گیاه پزشک بود کمی از ﺁن را از سر کنجکاوی امتحان کرد و بدین ترتیب چای کشف شد.

 چیپس سیب زمینی

 تابستان سال 1853 در رستورانی در نیویورک یکی از مشتری ها به خاطر ضخامت زیاد سیب زمینی سرخ شده شاکی شد و ﺁنها را به ﺁشپزخانه برگرداند تا دوباره درست کنند. سر ﺁشپز جرج کرامز این کار مشتری را بی ادبانه تلقی کرد و برای جبران کار او سیب زمینی هایی در حد نازکی کاغذ برای او فرستاد، اما او نه تنها بدش نیامد بلکه چیپس سیب زمینی محبوب نیز از ﺁنجا کشف شد.

 شیشه های ایمنی

 در سال 1903 یک دانشمند فرانسوی به نام ادوارد بندیکت وقتی داشت از پله ها بالا می رفت صدای شکسته شدن فلاسک را در راه پله شنید، اما در کمال تعجب فهمید که قسمتی از شیشه های فلاسک هنوز نشکسته باقی مانده اند. او و دستیارانش دریافتند که پلاستیک مایعی که در فلاسک بوده شیشه ها را به هم چسبانده و از ﺁنجا بود کخ ایده ی شیشه های ایمنی شکل گرفت. امروزه این شیشه در اتومبیل ها کاربرد زیادی دارد. 

 کلوچه های شکلاتی

 در اوایل 1930 راث ویکفیلد در ایالت ماساچوست خواست تا نان های شکلاتی درست کند و شکلاتهایی را که دوستش اندرو نستله برایش فرستاده بود را خرد کرد و در خمیر ریخت. او فکر می کرد چون شکلاتها را ذوب نکرده نتیجه ی کارش خوب نخواهد بود .اما تمام کسانی که کلوچه ها را خوردند بسیار خوششان ﺁمد.  

اختراع بستنی چوبی

به سال 1905 بر می گردد. ماجرا از این قرار بود که روزی پسر 11 ساله ای به نام فرانک اپرسون آبمیوه خود را که از پودر میوه و آب درست شده بود، به همراه قاشقی که برای هم زدن آن به کار برده بود در بیرون از خانه جا گذاشت. صبح فردا آبمیوه یخ زده بود و به قاشق چسبیده بود. به این ترتیب اولین بستنی چوبی اختراع شد و فرانک بیست سال بعد این اختراع خود را به ثبت رساند....

 Rogaine دارویی برای رویش مجدد مو

 مشاهدات دانشمندان نشان می داد که بیماران مبتلا به فشارخون اگر از داروی لونیتن استفاده کنند موهای ضخیم تر و پرپشت تری خواهند داشت و بدین ترتیب این دارو برای درمان ریزش مو و رشد مجدد آن مورد استفاده قرار گرفت.

 شیرینی خشک (کوکی) با تکه های شکلات

 این خوراکی خوشمزه اولین بار در مهمانخانه ای در ماساچوست ساخته شد. ویکفیلد صاحب این مهمانخانه با آرد و تکه های شکلات دسری برای مهمان ها درست کرده بود اما شکلات ها کاملاً حل نشده بودند و چیزی شبیه کوکی هایی که امروز می شناسیم به وجود آورده بودند. البته ناگفته نماند مهمان ها این دسر جدید را پسندیده بودند و از آن تعریف می کردند (حق با آنها بود، نه؟)

 آتش بازی

می گویند حدود2000 سال پیش یک آشپز چینی اشتباهاً زغال چوب، سولفور و نیترات پتاسیم را با هم ترکیب کرد و در نتیجه چیزی شبیه آنچه امروز به عنوان آتش بازی می شناسیم اتفاق افتاد. ناگفته نماند که همه این مواد امروزه در آشپزخانه ها ی ما پیدا می شود.

 صابون عاج

ماجرا از این قرار بود که یکی از کارکنان کارخانه صابون سازی که محل کار خود را برای صرف نهار ترک می کرد دستگاه صابون سازی را به اشتباه روشن گذاشت غافل از اینکه این اشتباه به یک اختراع جالب منجر خواهد شد. مرد کارگر به کارخانه بازگشت و ترس از توبیخ باعث شد که قضیه را از دیگران پنهان کند و صابون های به ظاهر خراب را مخفیانه به فروش برساند. اما به زودی مشخص شد که مشتری ها از مصرف این صابون راضی بوده اند و می خواهند دوباره از این صابون ها استفاده کنند. بدین ترتیب کارخانه ساخت صابون های جدید را شروع کرد و ظرف مدت کوتاهی به شهرت جهانی رسید.

 خمیر بازی

 این ترکیب غیرسمی به دست نمی چسبد و می تواند چندین بار مورد استفاده قرار گیرد. این وسیله بازی در ابتدا ماده ای انعطاف پذیر وبتونه مانند بود و برای پاک کردن آثار زغال سنگ از کاغذدیواری به کار می رفت. پس از جنگ جهانی که گاز طبیعی جای زغال سنگ را گرفته بود و کاغذدیواری های قابل شستشو به بازار آمده بود، کمپانی تولید کننده این ماده که خود را در معرض خطر ورشکستگی می دید به فکر راه چاره افتاد و محصولات خود را به صورت خمیر بازی روانه بازار کرد.

 قهوه

 می گویند چوپانی از اهالی اتیوپی یا حبشه متوجه شده بود که وقتی گوسفندانش از گیاهان قرمز رنگی که در اطرافشان روییده بود تغذیه می کنند، شادتر و سرحال تر از همیشه به نظر می رسند. چوپان بعد از بررسی و امتحان این گیاه آن را به یک پیشوای دینی نشان داد و در نهایت این گیاهان پس از سرخ شدن و جوشیدن به عنوان یک نوشیدنی مورد استفاده قرار گرفتند.

 دینامیت

 ماده ای بسیار با ارزش برای ساختن جاده ها٬حفر معدن ها و یا مهار کردن آتش چاه های نفت است.ولی متأسفانه علاوه بر اینها به عنوان اسلحه جنگی نیز به کار می رود. دینامیت از نیترو گلیسرین ماده منفجره ای بسیار قوی درست شده است.این ماده در سال۱۸۴۷ زمانی که آلفرد نوبل چهارده سال داشت٬ اختراع شده بود. امّا به علت قدرت انفجار فوق العاده زیاد کار کردن با آن بسیار خطرناک بود. از این رو آلفرد نوبل در بیست و نه سالگی به فکر افتاد که به نوعی آن را کم خطر تر کند و توانست یک پوشش ضد انفجار اختراع کند.

پس از آن او و خانواده اش برای تولید نیترو گلیسرین کارخانه ((نیترو گلیسرین سازی نوبل)) را تأسیس کردند. ولی انفجاری در کارخانه رخ داد و باعث مرگ برادر جوان تر نوبل شد. خانواده نوبل همچنان به کارشان ادامه دادند و طی پنج سال بعد با دو انفجار دیگر نیز مواجه شدند. نیترو گلیسیرین نه تنها برای کارخانه های تولید کننده اش خطر آفرین بود بلکه برای افرادی هم که آن را به کار می بردند،جا به جا می کردند و یا حتّی به آن دست می زدند خطرناک بود.

 نکته

nitroglycerin نیترو گلیسرین ترکیب روغنی سبکی است که در ساختن دینامیت و همچنین در پزشکی برای گشاد کردن عروق به کار می رود. از سوی دیگر پوشش های ضّد انفجار نوبل نیز چندان ایمن نبود که بتواند مانع انفجار نیترو گلیسرین شود امّا حادثه ای رخ داد که باعث پیشرفت کار نوبل شد. نوبل برای انتقال نیترو گلیسرینش٬ ظرف های محتوای آن را در پوششی از خاک سنگ چخماق قرار داد (این خاک که از ذرّات ریز آتشفشان تشکیل شده و قابلیّت جذب رطوبتش زیاد است٬ در آلمان شمالی یافت می شد). به هر حال روزی یکی از آن ظرف ها شکست امّا انفجاری رخ نداد!

زیرا خاک سنگ چخماق مانع تکان شدید نیترو گلیسرین شده بود.هنگامی که نوبل متوجه شد که خاک سنگ چخماق٬نیترو گلیسرین موجود در ظرف شکسته را جذب کرده است٬آن را امتحان کرد.نتیجه عالی بود!نوبل دریافت که وقتی نیترو گلیسرین با آن خاک مخلوط می شود٬نه تنها خاصیّت های انفجاری اش را از دست نمی دهد٬بلکه سفت تر٬و کار کردن با آن راحت تر می شود. بنابر این او نیترو گلیسرین مخلوط شده با خاک سنگ چخماق را به صورت لوله ای شکل درآورد و اسمش را ((دینامیت))گذاشت.دینامیت از واژه دینامیس یونانی به معنای((قدرت)) گرفته شده است.

آلفرد نوبل مردی صلح جو بود. او جنگ را ((وحشتناک ترین وحشت ها و عظیم ترین جنایت ها)) می خواند. نوبل می خواست از دینامیت برای حفر معدن ها و ساختن جاده ها استفاده شود نه برای ویرانی ساختمان ها و کشتن انسانها! آلفرد نوبل هنگام مرگ ثروتی هنگفت داشت.

امّا به جای بخشیدن آن به خانواده اش٬ تصمیم گرفت که درآمد حاصل از آن٬ هر سال برای جایزه دادن به پنج فرد برجسته در دنیا صرف شود. نخستین جوایز نوبل در سال۱۹۰۱اهدا شد. این جوایز تا سال۱۹۶۹ به پنج رشته فیزیک٬ شیمی٬ پزشکی٬ ادبیّات و صلح داده می شد و از آن سال به بعد٬ رشته اقتصاد نیز به آن اضافه شد.

دکمه های سر آستین

سر آستین پیراهن خانمها و آقایان اغلب دو٬سه٬یا چهار تا دکمه دارد. امٌا چرا؟زمانی که نخستین بار دستمال رایج شد٬هم گران بود و هم بیشتر جنبه نمایشی داشت.در آن هنگام هنوز دستمال کاغذی اختراع نشده بود. خوب فکر می کنید مردم برای گرفتن بینی شان از چه چیزی استفاده می کردند؟ شاید باور نکنید امّا خانم های باسلیقه٬ آقایان آراسته٬ پادشاهان و ملکه ها بینی شان را با آستین لباسشان پاک می کردند!!

فردریک کبیر٬ پادشاه پروس که از این رسم بیزار بود برای آن که عادت را از سر مردم بیندازد دستور داد روی سر آستین لباس سربازانش چند دکمه بدوزند تا هر وقت آنها سر آستینشان را به بینی شان می کشند٬ دکمه ها بینیشان را حسابی بخراشند! امروزه گرچه کمتر پیش می آید که کسی بینی اش را با سر آستین پیراهنش پاک کند هنوز سر آستین بسیاری از لباس ها دکمه دارد.

بر طبق داستانی دیگر٬در حدود سال۱۸۰۰میلادی پیراهن زن ها و مرد ها بسیار گشاد و بلند بود. این نوع آستین در هوای سرد بسیار خوب بود و از دستهایشان در برابر سوز سرما محافظت می کرد. امّا هنگامی که هوا گرم می شد مجبور بودند آستین هایشان را بالا بکشند. از این رو به سر آستین هایشان دکمه می دوختند تا به راحتی آنها را بالا بکشند و دیگر در ظرف سوپ نیفتد! به هر حال استفاده از دکمه در سر آستین لباس ها رایج شد و حتّی حالا که دلیل اصلی کاربرد آنها فراموش شده است هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد.

 یو یو

 واژه یو-یو در فیلیپین به معنای((بیا-بیا)) یا ((برگرد)) است. امروزه یو-یو بازیچه ای برای کودکان است٬ امّا در ابتدا این طور نبود. در گذشته٬ درخاور دور نوعی یو-یو به عنوان اسلحه به کار می رفت! در قرن۱۶ شکارچیان جزایر فیلیپین صفحات گرد چوبی را با طناب یا نخ تابیده بلندی به هم می بستند.سپس روی درختی می نشستند و اسلحه دست سازشان را به هوا می انداختند. اگر اسلحه شان به شکار اثابت می کرد که هیچ! امّا اگر اصابت نمی کرد نخش را می کشیدند و دوباره به سرعت آن را پرتاب می کردند.

در اوایل سال۱۹۲۰ ٬ یک نفر آمریکایی به نام دانلد دانکن٬ طرز کار یو-یو را دید و با تغییر طرح و شکل آن را به صورت اسباب بازی برای کودکان درآورد که خیلی زود بین مردم رواج پیدا کرد. 

رنگ مصنوعی

 مردم دنیا بیش از پنج هزار سال٬ لباس٬ سبد٬ پتو و موی سرشان را با رنگ های طبیعی٬اعم از گیاهی٬حیوانی و یا رنگ هایی که از زمین به دست می آوردند رنگ می کردند. آن گاه در سال۱۸۵۶ ٬ یک دانشجوی جوان رشته شیمی٬ رنگ مصنوعی را کشف کرد. ویلیام هنری پرکین هجده ساله در تعطیلات عید پاک٬ در آزمایشگاه خانه اش سرگرم آزمایش بود. استادش به او پیشنهاد کرده بود که با آزمایش روی قیر زغال سنگ٬ گنه گنه مصنوعی بسازد. پرکین ترکیبی را آزمایش کرد٬ولی رسوب قهوه ای مایل به قرمزی به دست آورد. هنگامی که دوباره آزمایش کرد٬ نتیجه اش به دست آوردن مادٌه ای چسبناک و سیاه رنگ بود.

امٌا پرکین پیش از آن که آن مادٌه سیاه و چسبنده را دور بریزد٬ متوجٌه شد که آب یا الکلی که در شست و شوی ظرف آزمایش به کار برده٬ ارغوانی شده است. شگفت انگیز بود! پرکین در حالی که مجذوب رنگ شده بود محلول ارغوانی را آزمایش کرد و فهمید که به درد رنگ کردن پارچه می خورد.

آن قدر آزمایش را ادامه داد تا راهی برای جدا کردن رنگ ارغوانی از آن ترکیب سیاه پیدا کرد. سپس اختراعش را به نام خود ثبت کرد. کارخانه ای ساخت و صنعت رنگرزی جهان را بنیان گذاشت و همه اینها با یک آزمایش شیمی که نتیجه اش تولید گنه گنه مصنوعی نبود آغاز شد! 

جوش قوس الکتریکی

در ساختن بسیاری از وسایل فلزّی مانند دوچرخه٬ قطار٬ تختخواب فلزّی٬ زیر دریایی٬ لوله های آب٬ چراغ های راهنمایی٬ قوطی های کنسرو و... از جوش دادن قطعات استفاده شده است. جوش دادن باعث می شود که دو تکّه فلز به هم بچسبد. برای این کار ابتدا دو قسمت مورد نظر را آن قدر حرارت می دهند تا ذوب شود سپس با فشار دادن قسمت های ذوب شده به یکدیگر آنها را به هم می چسبانند.

جوش دادن از حدود۳۵۰۰سال قبل از میلاد مرسوم بوده است. امّا مهمترین کشف در جوشکاری نتیجه اتفّاقی است که در سال۱۸۸۶میلادی رخ داد. روزی پروفسور الی ها تامسون در مؤسسه فرانکلین در فیلادلفیا راجع به برق سخنرانی می کرد و در حین سخنرانی آزمایش هایی انجام می داد.او آن قدر در جاهای مختلف سخنرانی کرده و آزمایش انجام داده بود که حتّی با چشم بسته نیز به خوبی از عهده کار بر می آمد. امّا آن روز با روز های دیگر فرق داشت! زیرا هنگام توضیح فشار قوی تصادفأ سر دو تکّه سیم با هم تماس پیدا کردند و به هم چسبیدند.

چون سیم ها قرار نبود به هم بچسبند٬ تامسون آنها را به سرعت کشید تا از هم جدا کند٬ ولی سیم ها کاملأ جوش خورده بودند! تامسون خیلی زود دریافت که چه اتّفاقی افتاده است. او سر دو دو تکّه سیم را به هم زده بود و سیم ها ذوب شده به هم چسبیده و جوش خورده بودند! امّا چگونه؟ اتصال در سیم های حامل جریان برق گرما تولید کرده بود و گرما باعث ذوب شدن و متصل شدن آنها به یکدیگر شده بود. به این ترتیب پروفسور تامسون به طور تصادفی موفّق شده بود روشی نو در جوش دادن فلزات اختراع کند. امروزه به این روش جوشکاری قوسی یا مقاوم می گویند.

نوشابه 

"جان پمبرتون" ، داروساز اهل آتلانتا، سعی داشت درمانی برای سردرد پیدا کند. او مواد مختلفی از جمله ماده ای زرد رنگ و آب گازدار را با هم مخلوط کرد... نپرسید که چه اتفاقی افتاد، چون ما هم نمی دانیم. طرز تهیه ماده مورد نظر او هنوز هم بر کسی آشکار نشده است. 8 سال طول کشید که این نوشیدنی از قفسه داروخانه ها به بیرون راه یافت و طرفداران بسیاری پیدا کرد.

 بستنی قیفی

تا قبل از سال 1904، بستنی فقط درون ظرف سرو می شد تا اینکه در نمایشگاه بین المللی همان سال که در "سنت لوییس" در "ایالت میزوری آمریکا" برگزار شد اتفاق جالبی رخ داد و دو تا از مواد غذایی که به ظاهر هیچ ربطی بهم نداشتند ترکیب خوشمزه ای را در کنار هم پدید آوردند. غرفه ای در این نمایشگاه وجود داشت که بستنی می فروخت و به علت فروش بالا در حالی که هنوز مقدار زیادی بستنی باقی مانده بود، ظرف های بستنی آنها تمام شد. 

غرفه دیگری که در کنار غرفه بستنی فروشی بود، "زولوبیا" نوعی شیرینی ایرانی می فروخت، اما به نظر می رسید که به اندازه غرفه همسایه فروش ندارد. غرفه دار زولوبیا ایده ای خلاقانه به ذهنش رسید و ویفرهای پخته شده زولوبیا را به شکل قیف درست کرد و تکه ای از بستنی را در بالای این قیف گذاشت. و به این ترتیب بستنی قیفی پدید آمد.



دنیای حرفه و فن